تبليغاتX
سته- راز افرینش هستی
سته- راز افرینش هستی
 پدر ...ای آیه اشراق

در ایام درد آلود

پدر...ای از خدا خشنود

من بیتو در این ایام زندانم

اسیر مکر رندانم

نمیدانم ...کجا باز آن صدای پاک را خواهم شنیدن باز

در خانه...درزندان...در پرواز

+ : نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 13:17 توسط :: رقیم ::

 

برای پرنده شایسته

تو می پریدی آنگاه که پدر در امتداد نور

آسمان را ترسیم میکرد...

از آنروز که پدر رفت تو ...نپریده بودی

اما بالهایت شوق پریدن داشت...

...و بالاخره پریدی

پدر هنوز دارد نگاهت میکند

تا روی شانه اش بنشینی

خوش بحالت پرنده شایسته باغ...

+ : نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 12:48 توسط :: رقیم ::

 

یادت باشه به هیشکی اعتماد نکن...

+ : نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 11:4 توسط :: رقیم ::

دیگران هم بکنند آنچه مسیحا میکرد...

+ : نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 13:38 توسط :: رقیم ::

منو ببخشید...نمیتونم به تک تک شما جواب بدهم...

یک سوال...

تاکی میخواهیم مثل حیوانات زندگی کنیم؟

خور و خواب و خشم وشهوت...تا کی

بیاین به عالم بالا نگاه کنیم...

+ : نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 13:11 توسط :: رقیم ::

 

پدر یک اندیشه بسته نبود....

ایشان هر روز و هر لحظه دریافتهای جدیدی داشت ...

ایشان همواره تسلیم علم بود

و به حق عمل میکرد...

+ : نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 11:22 توسط :: رقیم ::

 

اسلامی که امروزه جهان غرب میشناسد

 

اسلام معرفی شده از جانب امام علی (ع) نیست

 

اسلام تحریف شده است

+ : نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 14:24 توسط :: رقیم ::

 

تصاویر و نشانه های عذاب بر مردم

 

شهر پمپی...از بلاگ نیروگاه بلاگفا

 

حتما تا آخر بخوانید اگر حال خواندن ندارید به ادامه مطلب بروید و تصاویر را مشاهده کنید

حادثه آنقدر ناگهانی روی داد که همه چیز در شهر به همان حالت که در اثنای زندگی روزمره بود دست نخورده ماند و امروز دقیقا به همان گونه که دو هزار سال پیش بودند باقی است. گویی زمان منجمد شده است.

همان طور که خدا می گوید در سنت الهی تغییر وجود ندارد «مشرکان با نهايت تأكيد به خدا سوگند خوردند كه اگر پيامبرى انذاركننده به سراغشان آيد، هدايت يافته‏ترين امّتها خواهند بود امّا چون پيامبرى براى آنان آمد، جز فرار و فاصله‏گرفتن از (حق) چيزى بر آنها نيفزود اينها همه بخاطر استكبار در زمين و نيرنگهاى بدشان بود امّا اين نيرنگها تنها دامان صاحبانش را مى‏گيرد آيا آنها چيزى جز سنّت پيشينيان و (عذابهاى دردناك آنان) را انتظار دارند؟! هرگز براى سنّت خدا تبديل نخواهى يافت، و هرگز براى سنّت الهى تغييرى نمى‏يابى»(سوره فاطر 42-43)

البته هیچ تغییری در سنت و قانون الهی پیدا نخواهد شد. هر کس در مقابل این سنت بایستد و عصیان کند مشمول همین قانون خواهد شد. شهر پمپی که نمایشی از انحطاط و سقوط اخلاقی امپراطوری روم بود به سر انجامی همانند قوم لوط دچار گردید.

 این شهر نیز به وسیله انفجارهای آتشفشانی کوه «وزوو» نابود شد آتشفشان وزوو سمبل کشور ایتالیا و قبل از آن نشانه شهر ناپل است . کوه آتشفشانی وزوو اگرچه طی دو هزار سال گذشته آرام بوده است اما نام آن را کوه اخطار گذارده اند. چنین نامی به دلیل فجایع و حوادثی بوده است که در تاریخ از این کوه به ثبت رسیده است. فاجعه ای که برای «سدوم و عمورا» روی داد شباهت زیادی به حوادث تخریب گر شهر پمپی داشته است. در سمت راست وزوو شهر ناپل و سمت شرق آن شهر پمپی قرار دارد. مذاب وخاکستر ناشی از فوران آتشفشانی که دو هزار سال پیش روی داد حیات را از این شهر برچید. حادثه آنقدر ناگهانی روی داد که همه چیز در شهر به همان حالت که در اثنای زندگی روزمره بود دست نخورده ماند و امروز دقیقا به همان گونه که دو هزار سال پیش بودند باقی است. گویی زمان منجمد شده است.

اینکه شهر پمپی از صفحه زمین با چنین  بلایی محو شد ، بی هدف و اتفاقی نبوده است. اسناد تاریخی نشان می دهد که این مرکز هرزگی و فساد به آنچنان فحشایی محشور بود که حتی فاحشه خانه ها هم چنین شهرتی نداشته اند. مردان به شکل کاملا عریان بر در فاحشه خانه ها می ایستادند. بر اساس سنتی که ریشه اش اعتقادات میتراپرستی بوده است اندام انسان ومقاربتهای جنسی نبایستی پوشیده باشند بلکه باید کاملا آشکارا به نمایش درآیند.

شهر پمپی در روز ۱۹ اوت سال ۷۹ میلادی در پی فعالیت آتشفشانی کوه وزوو که ۲۸ ساعت ادامه داشت به زیر ۶ متر کوهی از مواد مذاب و خاکستر آتشفشانی رفت. از ۲۰هزار نفر جمعیت پمپی دو هزار نفر ناپدید شدند و مابقی آرام آرام مذاب و به تلی از مجسمه های سنگی تبدیل شدند.

مذاب کوه وزوو به آنی تمامی شهر را از نقشه منطقه جاروب کرد. جالب ترین جنبه این حادثه آن است که هیچ کس نتوانسته است در مقابل فوران آتشفشان وحشتناک وزوو بگریزد. یک خانواده در حال صرف غذا در یک لحظه تبدیل به سنگ شده اند. زوجهای بسیاری پیدا شدند که در حین انجام عمل مقاربت تبدیل به سنگ شده بودند. از همه جالبتر آن است که این زوجها هر دو از یک جنس و یا زوجهایی از دختران و پسران کم سن وسال بوده اند. صورت برخی از اجساد انسانهای سنگ شده که از داخل زمین کشف شده اند همچنان سالم و صحیح باقی مانده است صورت آنها حالت گیج و منگ دارد.

مجهول ترین جنبه این حادثه در اینجاست که چگونه هزاران انسان بی آنکه چیزی بشنوند و یا ببینند منتظر می مانند تا مرگ آنها را دریابد. این بعد حادثه نشان می دهد که نابودی و محو شهر پمپی دقیقا مشابه همان حوادث ویرانگری است که در قرآن به آنها اشاره شده، زیرا قرآن زمانی که این حوادث را  بازگو می کند به «نابودی ناگهانی» اشاره دارد. به عنوان مثال در سوره (یس) چنین توصیفی است : همه سکنه شهر به یک لحظه هلاک شدند. این وضعیت در آیه 29این سوره چنین می آید : « (بلكه) فقط يك صيحه آسمانى بود، ناگهان همگى خاموش شدند!» ؛ آیه 31 سوره قمر وقتی تخریب و نابودی قوم ثمود را بازگو می کند مجدادا به نابودی آنی اشاره می کند «ما فقط يك صيحه [صاعقه عظيم‏] بر آنها فرستاديم و بدنبال آن همگى بصورت گياه خشكى درآمدند»

مرگ مردم پمپی در یک لحظه رخ داد، همان گونه که در آیات بالا نقل شد. فاجعه هرچه بود،همه چیز به همان حالت اولیه و بدون تغییر باقیمانده است. در سال ۱۹۹۱نیمی از این شهر از زیر خاکستر بیرون کشیده شد ولی هنوز هم دو پنجم این شهر سوخته در زیر زمین است. هر ساله جمعیت زیادی از موزه طبیعی پمپی دیدن می کنند و این شهر به یکی از جاذبه های گردشگری ایتالیا تبدیل شده است اما متاسفانه جایی از دیده عبرت در این نگاه ها یافت نمی شود.نواحی ناپل که فساد و هرزگی در آن شیوع دارد از مراکز ونواحی بی بند وباری شهر پمپی دست کمی ندارد. جزیره کاپری پایگاهی برای همجنس بازی و برهنگی گرایی است و در صنعت توریسم به بهشت همجنس بازی شهرت دارد. نه تنها در کاپری و ایتالیا بلکه تقریبا در تمامی دنیا چنین انحطاط اخلاقی وجود دارد و مردم هم هیچ توجه و اصراری به پند گیری از تجربیات تلخ مردم گذشته ندارند. در سوره سجده درباره همین مردم می فرماید : «و اگر اینان روی بگردانند به آنها بگو شما را از صاعقه عاد و ثمود بیم می دهم. »

منتظر داستانهای اقوام دیگر باشید

منبع : کتاب اقوام هلاک شده نوشته هارون یحیی و ترجمه مژگان دستوری(انتشارات کیهان) با اضافات

مردم سنگ شده شهر پمپی در موزه طبیعی شهر پمپی

مردم سنگ شده شهر پمپی در موزه طبیعی شهر پمپی

مردم سنگ شده شهر پمپی در موزه طبیعی شهر پمپی

تصویر را در اندازه واقعی ببینید

تصویر را در اندازه واقعی ببینید

تصویر را در اندازه واقعی ببینید

اجساد سنگ شده که از دل خاک در شهر پمپی بیرون آورده شده(تصاویر کتاب)

تصویری از زندگی لوکس و تجملی و وسائل مردم شهر پمپی قبل از وقوع حادثه

باستان شناسان در شهر پمپی

+ : نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 9:27 توسط :: رقیم ::

 

قدر تمام شد...

 

 

راز آن را دانستیم؟؟؟؟؟

+ : نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387ساعت 9:4 توسط :: رقیم ::

دوش در سفره ما...وقت سحر


نان بود


سبزی بود


یاد پاکان بود


...کاسه داغ محبت بود!!!

+ : نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 10:18 توسط :: رقیم ::

 

شبهای قدر را آسان از دست مده...

قدر خدایت را بشناس...

قدر خودت را هم بشناس...

قدر خلق خدا را هم بشناس...

یا حداقل قدم اولش را در این شب بر دار

...ما را هم دعا کن...

+ : نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 8:21 توسط :: رقیم ::

 

روزه بدون رعایت اصول تقوا و رعایت

 

حقوق همگان در عمل ...ارزش کاملی ندارد

 

مثل بدن بدون روح میشود

+ : نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 11:47 توسط :: رقیم ::

 

جهان تماما دستگیریست!!!!

 

پدر میگفت این معنای خوش را

+ : نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 8:48 توسط :: رقیم ::

مرد خدا  ..................از بلاگ خاطرات

خاطره ای که تعریف میکنم ، مال حدود شاید چهل و چند سال پیش میباشد ، راستش را بخواهید مدتها بود که میخواستم ماجرایی از جریاناتی که بارها شاهدش بودم را برایتان بنویسم خواهش میکنم فکر نکنید که من آدم خرافاتی هستم ، اصلاً اینگونه نیست  و برعکس شدیداً با آن مخالف هستم بهر حال اینکه تعریف میکنم چیزی است که به چشم خود نه تنها  یک بار بلکه بارها و بارها در زمان کودکی و نو جوانی و جوانی خود شاهدش بوده ام . و حال یکی از آن ماجرا های بیاد ماندنی و مهیج آن زمان خودم را برایتان تعریف میکنم .

جایی که مادر بزرگم در آن زندگی میکرد حیاط بزرگی بود و در یک گوشه آن حیاط اتاقی بود که محل زندگی مادر بزرگ بود و خدا رحمت کند مادر بزرگ را ، عصر ها پیر زنهای همسن و سال خودش را  دور خودش جمع میکرد وچایی روی سماور زغالی دم میکرد و چپقی روشن میکردند و از این جا و آنجا باهم صحبت میکردند . سقف اتاق از تیرهای چوبی درست شده بود و آنجایی که تیرهای چوبی روی دیوار قرار میگرفتند فاصله ای درست میشد که گنجشک های کوچک (سئِرچه ) در بهار و تابستان که پنجره ها و در هاباز بودند در آنجا ها لانه درست میکردند یک گوشه ای از دیوار که آب باران هم از آن زده بود داخل سوراخ بزرگی بود که مدتی بود صبح ها و عصرها بخصوص صبح ها گنجشکها در آنجا زیاد سرو صدا میکردند و تقریباً حرکات غیر طبیعی داشتند ، مشهد جیران به مادر بزرگم میگفت : بخدا زهرا آن جا یک خبری هست ، ولی مادر بزرگم زیاد نگران نبود تا اینکه یک روز دیدیم مقدار زیادی پر گنجشک زیر آن سوراخ ریخته و گنجشکها زیاد بیتابی میکنند  و ما با کلاه هایمان کنجشک هارا که زیاد سر و صدا میکردند فراری میدادیم تا اینکه مادر بزرگ و مشهد جیران و مشهد آنابگیم تصمیم گرفتند آقارا بیاورند و خانه را ببیند . درست نمیدانم یک یا دوروز بعد آقا آمد ، از در حیاط که وارد شد در ورودی حیاط ایستاد یه اطراف حیاط یک نگاهی انداخت در حالی که زیر لب چیز هایی میگفت . آقا پیر مرد معمم نورانی بود که من بارها اورا دیده بودم بعلت کهولت سن گوشهایش نیز کمی سنگین شده بود و عینک ته استکانی هم به چشم میزد . در ورودی حیاط خم شد و مشتی خاک برداشت و وردی خواند و خاک هارا به جاهای مختلف حیاط پخش کرد ، من در جاهای دیگر نیز این کار آقا را دیده بودم آقا گفت در حیاط چیزی نیست ، خودش بطرف اتاق مادر بزرگ راه افتاد ، ورودی اتاق ایستاد  دوباره وردی خواند به سقف نگاهی کرد و گفت آنجاست به همان سوراخ اشاره کرد مقداری قند خواست و وردی خواند و روی قند ها فوت کرد و به مادر بزرگ داد . گفت نگران نباشید چند روز دیگر می آیم و میبرم ولی با شما کاری نخواهد داشت .

چند روز بعد عصر آقا خودش آمد ، زیر آن سوراخ ایستاد و وردی خواند ، ولی مار بیرون نیامد آقا گفت نمی آید ، ورد دیگری خواند البته با صدای بلند و با لحنی تقریباً عصبانی و خاکی که در میان دستانش بود بطرف دیوار پخش کرد و خودش کمی عقب کشید و ما با تعجب دیدیم که ماری بزرگ یواش یواش از سوراخ بیرون می آید ، آقا تند تند دعا میخواند و مار به آرامی از دیوار پایین می آمد ، بطرف آقا رفت در مقابل آقا ایستاد و در حالی که زبانش را بیرون می آورد گویی با آقا حرف میزد باز بطرف آقا راه افتاد از پایش بالا رفت دور دستش پیچید و آقا کمی نوازشش کرد و بعد آب خواست در حیاط با آب مار را شست بعد در توبره سفیدرنگی گذاشت و رفت . البته من چندین بار این صحنه را دیده بودم ولی هیچوقت ندیدم که آقا برای گرفتن مار تلاش زیادی بکند ، این مارها بودند که بطرف آقا می آمدند و دور دستانش می پیچیدند و آقا آنها را درون توبره سفید رنگ قرار میداد و میبرد . شاید باورش برای شما مشکل باشد ولی این صحنه  ها واقعیت بود و من هیچوقت حتی جزییات آنرا هم فراموش نمیکنم عکس متعلق به آقا میر تقی  فرزند آقا ست که آنهم در این کار مهارت داشت ولی راستش را بخواهید نه به اندازه ی آقا ،

آقا میر حسین بنی هاشمی بنظر من مرد مقدسی بود  . و کارهای خوب فراوانی در خاطره های اهالی شهر من و شهرهای اطراف از آقا و کارهای خارق العاده اش وجود دارد و هنوز بعد از گذشت اینهمه زمان نقل محافل و مجالس است . روانش شاد باشد.

+ : نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 10:1 توسط :: رقیم ::

چرا کشتن مگس کار سختی است؟!

 
دانشمندان با تهیه تصاویر خاص ویدیویی به این راز كه چرا كشتن مگس‌ها كار دشواری است، پی بردند.

این تصاویر با قدرت وضوح بسیار بالا نشان می‌دهند كه مغز مگس‌ها تهدید كشته شدن را حس می‌كند .

دانشمندان انستیتو فن‌آوری كالیفرنیا در آمریكا معتقدند كه توانایی مگس در پیش‌بینی احتمال كشته شدن به دلیل عكس العمل سریع مغز این حشره است به طوری كه می‌تواند از قبل برای این لحظه برنامه‌ریزی كند.

تصاویر ویدیویی بسیار سریع و دقق نشان داد، مگس در جایی كه تهدیدی در حال وقوع است به سرعت دست به كار شده و یك مسیر فرار را آماده می‌كند.

این تحقیق نشان می‌دهد كه بهترین راه برای كشتن مگس اقدام بسیار آرام و مورد هدف قرار دادن موقعیت آن از قبل است.

نتایج این تحقیق در مجله «كرنت بیولوژی» منتشر شده است.

        

                             منبع :سیمرغ

+ : نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 11:33 توسط :: رقیم ::

+ : نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 10:53 توسط :: رقیم ::

اميلي ديكنسن
 

   آن کس که بهشت را روی زمین نیافته است

       در آسمان نیز نخواهد یافت .

            خانه خدا جنب حانه ماست

             و اثاث البیت او عشق است ..  ( امیلی دیکنسن )

 

       مَن كانَ في هذِه اَعْمي فَهُوَ في الاخرة اَعمي  سوره اسراء - آيه ۷۲

             هر كس در اين جهان نابينا باشد در جهان ديگر نيز نابينا خواهد بود.

 

             هر كه امروز نبيند به جهان طلعت دوست

                          غالب آن است كه فرداش نباشد ديدار      سعدي

+ : نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 8:45 توسط :: رقیم ::

طبيعت ،


يگانه كتابي است


كه كليه صفحاتش پر معني است.

 

(گوته)

+ : نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 8:53 توسط :: رقیم ::

+ : نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 9:46 توسط :: رقیم ::

شجریان

Mohamad Reza Shajarian
محمد رضا شجریان
برای بسیاری از ایرانیان، افطار بدون ربنا رنگ و بویی ندارد. سالهاست صدای چابک و زیبای شجریان در این ساعات مردم را مجذوب خود می کند.

شجریان در مورد اجرای این اثر که در تیر 1358 ضبط شده می گوید، انگیزه اصلی من در خواندن این دعا تدریس آن به دو هنرجو بوده و در یکی از استودیوهای رادیو ضبط شده که پس از مدتی بدون اجازه از رادیو پخش می شد! و اکنون جزو برنامه های اصلی رادیو و تلویزیون در ماه رمضان است. امروز می خواهیم نگاهی موسیقایی تر به "ربنا" بیندازیم.


ربنای شجریان با پشتوانه آموزشهای دوران جوانی شجریان در زمانی که در محضر پدرش آموزشهای قرآن می دیده شکل گرفته و این قطعه یکی از دعاهایی است که شجریان در آن سالها اجرا کرده لازم به ذکر است که محمد رضا شجریان بارها در جشنواره های داخلی و جهانی قرآن موفق به کسب جوایز برتر این مسابقات شده است. ربنا طبق سنت اجرایی این دعاها روی دستگاههای قرآنی خوانده شده و این قطعه از دستگاه "رست" یا "راست" شروع شده و در خاتمه به دستگاه "عجم" (شبیه به ماهور) مدلاسیون می شود. (نام عجم بر این دستگاه که یکی از دستگاههای هفتگانه قرآنی است، می تواند نشان دهنده عدم وجود چنین دستگاهی در الحان قدیم عربی باشد!)

در این اثر به خوبی می توان تاثیرات شیخ نصرالدین طوبی و شیخ طه الفشی را مشاهده کرد که البته ربنای شجریان بسیار شکیل تر و زیباتر اجرا شده نیز، این اجرا تقریبا" فاقد تحریر است و بجز چند نت، تماما" بوسیله قلط و ویبراسیون اجرا شده که اجرای ماهرانه آن بسیار چشمگیر است.

ربنای شجریان از ابتدا، روی نتهای "سی بمل" و سپس " دو" اوج می گیرد (روی خط حامل کلید سل) و در حوالی این نتها گردش دارد که اجرای آن برای خوانندگان چپ کوک هم آسان نیست! و تا نت "می بمل" به بالاترین نت خود می رسد.(البته ربنایی که از صداوسیما پخش می شود نسخه چندان با کیفیتی نیست و ممکن است دور ضبط بالا یا پایین برده شده و نتها تا حد کمی بالا یا پایین رفته باشد، ولی با این وجود صدای شجریان نشان می دهد که اشکالات دور ضبط زیاد نبوده، پس نتهایی که به آنها اشاره شد حدودی هستند)

"ربنا" در نواری که محمدرضا شجریان با نام "به یاد پدر" ضبط کرده منتشر شده است.
Audio File ربنا با صدای استاد شجریان

شنبه 1387/05/26 توسط ez-@li

+ : نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 9:45 توسط :: رقیم ::

 وضو و نماز از دید متافیزیکی
آنكس كه ره معرفه الله پويد

اصولا" قبل از خواندن نماز وضو مي گيريم .قبل از انجام هر كاري توصيه شده كه بايد با وضو انجام گيرد. در زماني كه بدن انسان به هر دليل ناپاك مي گردد توصيه به غسل و وضو شده است. ما كه مسلمانيم فلسفه غسل و وضو و خيلي از اعمال ديني را نمي دانيم و فقط طوطي وار انجام مي دهيم و بايد گفت که دانش و آگاهي نور است , حركت در شاهراه است كه در نهايت ، انسان را به سر منزل مقصود مي رساند. بعلاوه دانش و آگاهي از چيزي مي تواند اعتقاد و التزام انسان را نسبت به آن افزايش دهد و ديد انسان نسبت به موضوع مربوطه را وسيعتر گرداند. بنابراين اگر وضو, نماز و ديگر اعمال را با دانش و تدبير انجام دهيم , به نور مي رسيم .
بايد ذكر كرد كه علاوه بر موارد واجب , در احاديث آمده كه به هنگام تب , سردرد , عصبيت , دل پيچه و غيرو وضو بگيريد . دليل آن چه مي تواند باشد؟
چرا در وضو مردان بايد از پشت آرنج آب بريزند ولي خانمها بايد از قسمت تاي دست (جلو) اينكار را انجام دهند؟ چرا بهتر است بعد از وضو بدن را خشك نكنيم؟ فلسفه سجده چيست ؟ چرا گفته شده اگر مهر را كمي جلوتر از حالت عادي قرار دهيم بهتر است ؟ فلسفه ذكر چيست و هزاران سوال ديگر كه يك مسلمان موظف به دانستن آن است . سعي شده كه در اين مختصر , با استفاده از كتب اساتيد فن و سايتهاي مختلف به سوالات فوق تا حدودي پاسخ داده شود.
در اينجا به مشاهده اتفاقاتي كه در چاكراها و هاله فرد در هنگام عمل وضو روي مي دهد , پرداخته مي شود. بررسي وقايعي كه براي هاله و چاكراها در هنگام نماز روي مي دهد خود جاي تحقيق فراوان دارد.
اما قبل از آن بهتر است كه به يك مورد علمي اشاره كنم. بايد گفت كه توسط دوربينهاي مخصوص هاله بيني مي توان به شكل هاله در هنگام اعمال فوق پي برد . بنابراين لازم مي دانم در ابتدا در باب اين ابزار توضيحي ارايه كنم. در واقع براي ديدن هاله بايد چشم انسان شرطي شود و اين امر بهتر است كه بوسيله عينكهاي مخصوص با لنزهاي رنگي صورت گيرد. البته بدون ابزارهاي فوق هم مي توان به اين مهم دست يافت ولي زمان مي برد. از راه عكسبرداري kirlian (عكسبرداري پيشرفته اي كه دانشمند روسي سيمون د. Semjon D. و همسرش والنتيناك . كرليان Valentina K. Kirlian تهيه وثبت كرده اند ) اين تشعشعات را مي توان مشاهده كرد كه در زير نمونه هاي از آن در انسان , قارچ , گياه و غيرو آورده شده است .


شكل1- هاله هاي اطراف انگشتان دست توسط عكسبرداري كرليان


شكل2- هاله هاي اطراف يك نوع قارچ كه سمت راست بطور مصنوعي وسمت
چپ بطور طبيعي رشد كرده


شكل3- هاله هاي اطراف يك برگ

امواج هاله از مادون قرمز و ماوراي بنفش تشكيل شده است . در طرحهاي علمي عينكها و لنزهاي مخصوص , از چشم انسان در برابر اين امواج محافظت بعمل مي آيد. البته نتايج مشابهي ممكن است بدون استفاده از عينك حاصل شود و آن حساس شدن چشم با خيره شدن به يك صفحه زرد رنگ است كه اعصاب شبكيه را نسبت به رنگ قرمز و سبز خسته مي كند و همان موقع حساسيت بيشتري نسبت به رنگ آبي حاصل مي گردد. در زير نمونه اي از عينك مشاهده چاكراها هم آورده شده . رنگ دسته هر عينك , نوع چاكرايي را كه با آن عينك مي توان مشاهدا كرد نشان مي دهد. مثلا" رنگ قرمز دسته , عينك مربوط به مولادهاراچاكرا (چاكراي اول است ) و رنگ سبز مربوط به آناهاتا چاكرا (چاكراي قلب ) مي باشد كه از سايت (www-assets_eyeglasses_com) گرفته شده است .


شكل4- عينك مخصوص مشاهده چاكراي قلب (چون رنگ دسته سبز است)

اكنون بايد گفت كه وضعيت انرژيكي انسان قبل و بعد از عمل وضو را مي توان مقايسه نمود. مشاهده شده كه عمل وضو بيشتر چاكراها و نادي ها (كانالهاي انرژي) را فعال و بزرگ مي كند. در اينجا لازم مي دانم كه مطالبي را از كتاب انرژي درماني (چو-آ-كوك سويي ) كه مترجم آن جمشيد هاشمي (آرام) مي باشند بدليل جالب و علمي بودن عينا" ذكر كنم :
" مشاهده شد كه انجام عمل وضو بطور كلي اكثر چاكراها و كانالهاي انرژي را بزرگ و فعال مي كند . اما نكته جالب آن است كه در اين عمل , ميزان افزايش در چاكراهاي پاييني بسيار بيشتر از چاكراهاي بالايي است . يعني اگر چاكراهاي بالايي تا 5/1 برابر بزرگتر شده اند , چاكراهاي پاييني ( قاعده اي , جنسي و نافي) به راحتي تا دو برابر و حتي بيشتر رسيده اند .
و ايشان مي نويسند كه : " در ادامه رعايت چنين آدابي است كه تجربيات خداشناسي آغاز مي شود . بررسي انرژيكي وضو , پيوند زيباي آن با فريضه اي همانند نماز را به خوبي نشان مي دهد. به هنگام پرداختن به نماز , سيل انرژي عظيمي برنمازگزار جاري مي شود. تميز بودن كانالهاي انرژي فرد و فعال بودن چاكراهاي وي , باعث مي شود تا انرژي الهي به ميزان بيشتري جذب و درك شود و بطور كلي پتانسيل نمازگزار براي مبادله ميزان انرژي بيشتر فراهم شود. لذا توصيه مي شود قبل از پرداختن به هر عمل ديگري –همانند قرائت قرآن يا دعا خواندن –با وضو باشيم . اين عمل باعث مي شود تا آنچه كه از آن قرائت يا دعا قرار است نصيبمان شود, دو چندان شود. ".
هنگامي كه نيت بر عمل وضو صورت مي گيرد (ولو در ذهن ) "ريسمان روحي" –(كه توسط روشن بينان دربالاي سر هر انسان مشاهده شده و در افراد معمولي به نازكي تار عنكبوت است ولي در افراد پيشرفته روحي تا يك سانتيمتر مي تواند ضخامت داشته باشد) درخشانتر و قطورتر مي شود. در واقع محل آن در ساهاسرارا چاكرا (چاكراي هفتم ) است و اين چاكرا سرچشمه و نقطه شروع تجلي تمام چاكراهاست. در ادامه بايد گفت كه هرچه چاكراي ساهاس رارا بيشتر باز باشد ميزان گره ها و قفلهاي شش چاكراي باقي مانده باز شده و انرژي هايشان با بالاترين فركانسهاي ممكن ساطع مي گردد. به محض اينكه چاكراي تاج كاملا" آگاه شود , كار جذب انرژي كيهاني اش به پايان مي رسد و شروع مي كند به تشعشعات انرژي بر طبق آكورد خودش.واين است آن رمزي كه مي گويند بايد هميشه نيت خير داشته باشيد. با تفكر به نيكيها و داشتن نيت پاك هر لحظه بر ميزان باز شدن ساهاس رارا افزوده مي گردد. كه با قطورتر شدن آن انرژي روحي بيشتري (شيوا) بدرون فرد وارد مي گردد (وجه خالص انرژي الهي).
حال با شروع عمل وضو , ابتدا صورت را مي شوييم , پوست بدن كه قابليت جذب و نگهداري ميزان زيادي انرژي را در خود دارد ؛ انرژي هاي اضافي ناشي از مشغله ها , استرسها , امواج منفي و ديگر موارد است در آن هستند را رفع ميكند. ما حداقل در روز سه بار وضو مي گيريم و با اينكار سه بار پاكسازي صورت مي پذيرد. البته ميزان انباشت انرژي منفي در پوست صورت بدليل حساسيت بيش از اندازه آن، از ساير جاها بيشتر است.
با دست كشيدن روي فكها بر چاكراي فرعي فك تاثير مي كنيم و اين عمل اثر مستقيمي روي سيستم اعصاب و حافظه دارد. از نظر علمي آب قادر است مقدار زيادي انرژي را در خود ذخيره سازد .حال چرا از آب سرد بجاي آب گرم استفاده كنيم؟ علت آن اين است كه آب سرد قابليت جذب انرژي بيشتري نسبت به آب گرم دارد (آبگرم بدليل فاصله زياد بين ملكولي, خود حاوي مقدار زيادي انرژي است و قابليت جذب زيادي ندارد).
در مرحله بعد با هر دست روي دست ديگر آب ميريزيم. در بيان علت آن بايد گفت كه اصلي ترين كانال انرژي بدن , در اصطلاح "سوشومنا" مي باشد كه اين كانال اصلي, در ناحيه شانه ها به دو كانال فرعي تقسيم مي گردد كه در نهايت به دو دست مي رسد . در ادامه , اين كانال اصلي, در ناحيه خارجي به دو بخش ديگر تقسيم شده, وارد پاها مي گردد. در امتداد اين كانال اصلي , كانالهاي فرعي ديگري موجود است كه هر كدام به عضو و اندام خاصي بر مي گردد. در جاي جاي سوشومنا مخروط مانندهاي كوچك و بزرگي وجود دارد كه دايما" در حال چرخش هستند(چاكراها). حال ما بر آرنج(براي مردان) آب مي ريزيم و دست مي كشيم تا انتهاي انگشتان, با اين كار انرژي هاي منفي از اين كانال فرعي زدوده مي شود .حركت روبه جلو باعث تحريك اين نادي و تخليه شديد انرژي راكد و منفي در آن مي گردد . لمس كردن تا كف دست و نوك انگشتان ادامه مي يابد . به اين مي ماند كه انرژي هاي منفي را مشايعت مي كنيم تا كاملا" خارج گردد. با اين عمل هم چاكراهاي كف دست بدليل لمس سريع فعال مي شوند وهم بين انرژي هاي چپ و راست بدن تبادل و تعادل صورت مي پذيرد . در توضيح تبادل دو دست بايد گفت كه در فلسفه قديم چين , شناخت به سه مهم تقسيم مي شود :
1-يانگ : بمعني "روشنايي خورشيد"(مثبت). از خصوصيات آن خورشيد , آسمان , فعاليت , درخشندگي و خشونت است . در طرف چپ قرار گرفته و سياهرنگ است , رقم آن فرد و ساير ارقام يانگ نيز طاق هستند.
2-اين : بمعني "فقدان روشنايي " و به معني سايه , تاريكي است (منفي) . از خصوصيات آن زمين , ماه , عدم فعاليت , كدورت , نرمش و خلا است . در طرف راست قرار گرفته و سفيدرنگ است , رقم آن زوج (دو) و ارقامش جفت هستند.
3-تائو: وجود تضاد بين شب و روز, اختلاف روشنايي و تاريكي , گرما و سرما , خشكي و رطوبت مي باشد. اين قانون جوهر و چكيده عالم است.
در واقع با اتصال دست چپ وراست به يكديگر بين اين دو انرژي تبادل صورت مي گيرد .
مرحله بعد مسح سر است. با اين عمل ساهاسرارا چاكرا تحريك مي گردد . قبلا" در مورد تحريك آن و تاثيرات آن در سطور پيشين توضيح داده شده است. از ديگر تاثيرات آن مي تواند ايجاد تعادل بين نيمكره هاي چپ و راست بدن كند و به اين ترتيب در احساسات و عواطف (نيمكره راست) و نيز در تفكر و منطق متعادل گردد.
مرحله بعدي مسح پاهاست كه دو اثر دارد. اول اينكه نيمه بالايي بدن با نيمه پاييني تبادل انرژي مي كند و به اين ترتيب نوعي توازن صورت مي گيرد.
تاثير دوم آن تحريك چاكراهاي كف پاست و اين امر سبب دريافت انرژي بيشتر از زمين مي گردد . به اين طريق , يعني با تداوم وضو در كارها , چاكراهاي پاها همواره تقويت شده و لذا همواره انرژي بيشتري از طريق پاها وارد مولادهاراچاكرا و شوادهيستاناچاكرا (چاكراي جنسي) مي گردد و به اين طريق فرد كمتر دچار خستگي مي گردد. به اين ترتيب فرد داراي استحكام و قوت دروني مي گردد. فرد با خوش بيني بر روي زمين زندگي كرده, همواره شاكر و سپاسگزار خداوند خواهد بود. ورود انرژي بيشتر به مولادهارا خيلي اهميت دارد چرا كه اين چاكرا اساس نيروي حيات تمام چاكراهاي بالاتر را شكل مي دهد و سرچشمه نيروي حيات است. در اين چاكرا منبع لايزال انرژي كنداليني (يانگ) وجود دارد . سوشومنا , آيدا و پينگالا كه سه كانال اصلي انرژي بدن هستند نيز از اين چاكرا شروع مي شوند.
در زير جدولي ارايه شده است (از كتاب انرژي درماني چو-آكوك سويي-ترجمه و تاليف جمشيد هاشمي ) كه تاثير وضو بر چاكرا را نشان مي دهد.

نوع چاكرا و هاله

قبل از وضو(سانتيمتر)

بعد ازنيت كردن(سانتيمتر)

بعد از وضو(سانتيمتر)

نيم ساعت بعد(سانتيمتر)

هاله سر

30

110

65

70

هاله شانه

25

110

خيلي بزرگ

70

هاله شكم

25

110

خيلي بزرگ

70

هاله پاها

20

150

خيلي بزرگ

70

مولادهارا ( چاكرا1)

25

90

خيلي بزرگ

50

سوادهيستانا ( چاكرا2)

40

90

خيلي بزرگ

100

چاكراي منگ مين

20

20

35

15

چاكراي ناف

15

20

40

30

طحال جلويي

35

25

25

15

طحال پشت

40

5

60

15

شبكه خورشيدي جلويي(چاکرا3)

55

40

80

20

شبكه خورشيدي پشتي
(چاکرا 3)

55

40

80

20

قلب جلويي (چاکرا 4)

50

50

80

100

قلب پشتي (چاکرا 4)

50

50

80

100

گلو (چاکرا 5)

50

50

110

70

آجنا (چاکرا 6)

50

50

80

100

پيشاني

20

50

15

10

تاج (چاکرا 7)

50

110

140

100

كبد

35

20

25

15

دست و پا

40

110

خيلي بزرگ

70

در ضمن ذكر چند نكته لازم است و آن اينكه اثرات فوق زماني قابل توجه است كه ما در وضو تداوم داشته باشيم (در اين مورد علماي دين ما سفارش هاي زيادي در مورد دائم الوضو بودن دارند. ) كه به مرور اثرات آنرا آشكارا لمس خواهيم كرد.
در ضمن الان نرم افزارها و دستگاههايي هستند كه فرد از طريق آن مي تواند شكل هاله ها و چاكراهاي خود را مشاهده كند و اثرات وضو را امتحان كند و نتايج جدول فوق را به عينه ببيند.

                                                                                   با آرزوي موفقيت براي همگان و التماس دعا.

+ : نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 11:46 توسط :: رقیم ::

چقدر ریاضی جذابه..






 
 
فکر می‌کنم شما هم بعد از دیدن این صفحه، به زیبا و شگفت‌انگیز بودن ریاضی بیش از پیش ایمان خواهید آورد…
 
1x 8 + 1 = 9
12 x 8 + 2 = 98
123 x 8 + 3 = 987
1234 x 8 + 4 = 9876
12345 x 8 + 5 = 98765
123456 x 8 + 6 = 987654
1234567 x 8 + 7 = 9876543
12345678 x 8 + 8 = 98765432
123456789 x 8 + 9 = 987654321
1x 9 + 2 = 11
12 x 9 + 3 = 111
123 x 9 + 4 = 1111
1234 x 9 + 5 = 11111
12345 x 9 + 6 = 111111
123456 x 9 + 7 = 1111111
1234567 x 9 + 8 = 11111111
12345678 x 9 + 9 = 111111111
123456789 x 9 +10= 1111111111
 
9x 9 + 7 = 88
98 x 9 + 6 = 888
987 x 9 + 5 = 8888
9876 x 9 + 4 = 88888
98765 x 9 + 3 = 888888
987654 x 9 + 2 = 8888888
9876543 x 9 + 1 = 88888888
98765432 x 9 + 0 = 888888888
شگفت انگیز بود ، نه ؟
 
 
 
حالا تقارن را ببینید :
1x 1 = 1
11x 11 = 121
111 x 111 = 12321
1111 x 1111 = 1234321
11111 x 11111 = 123454321
111111 x 111111 = 12345654321
1111111 x 1111111 = 1234567654321
11111111 x 11111111 = 123456787654321
111111111 x 111111111= 12345678987654321
 
 
حالا توجه کنید :
اگر حروف الفبای انگلیسی را :
A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z
بترتیب بصورت زیر در نظر بگیریم :
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26
کلمه : H-A-R-D-W-O- R-K
معادل خواهد بود با :
8+1+18+4+23+ 15+18+11 = 98%
 
 
کلمه : K-N-O-W-L-E- D-G-E
معادل خواهد بود با :
 11+14+15+23+ 12+5+4+7+ 5 = 96%
 
 
اما کلمه ی : A-T-T-I-T-U- D-E
معادل خواهد بود با :
 1+20+20+9+20+ 21+4+5 = 100%
 
 
حالا توجه کنید به : L-O-V-E-O-F- G-O-D
که مساوی می شود با :
 12+15+22+5+15+ 6+7+15+4 = 101%
نوشته شده توسط jamshid
+ : نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 9:28 توسط :: رقیم ::

 

رشتی بی غیرت نیست!!

 

اگر چشم‌گير بودن عظمت سپاه ديلميان در ارتش ايران باستان و اثرگذاری شگرف‌شان در شکست والرين، امپراتور روم بی‌غيرتی است، گيلک بی‌غيرت است. اگر دو و نيم قرن مقاومت در برابر هجوم اعراب در حالی که تمام ايران به چنگ تازيان افتاده بود و مبارزه دليرانه «موتا» سردار ديلمی ِ سپاهيان ری و گيلان و آذربايجان در برابر اعراب بی‌غيرتی است، گيلک بی‌غيرت‌ترين ِ بی‌غيرت‌هاست.

اگر اين موضوع که گيلکان برخلاف ساير نقاط ايران که اغلب با جنگ و شمشير به اسلام رو آوردند، دو قرن و نيم بعد از هجوم اعراب و آن هم با فکر و اختيار، دين اسلام را از علويانی که برای نجات از خلفای عباسی به گيلان پناه آورده بودند پذيرفتند، اگر اين امر بی‌غيرتی است، خوب بله، گيلک بی‌غيرت است.

اگر پيشتاز بودن در نهضت بيداری و مبارزات مشروطه و فتح تهران در کنار هم‌رزمان آذری و بختياری بی‌غيرتی است، بی‌غيرت‌تر از گيلک وجود ندارد.

قومی که مردش ميرزاکوچکِ بزرگ باشد که از بيم برادرکشی، از جنگ با قزاقان ايرانی طفره می‌رفت و حتی با اسيران جنگی نيز به صحبت و ارشاد می‌پرداخت و همين ميرزا در مقابل عناصر وابسته و بيگانه چون ببر می‌غريد و قومی که زنش «هيبت» باشد که پابه‌پای شوهرش شش‌لول و پاتاوه می‌بست و در جنگل‌های سياهکل و ديلمان می‌جنگيد و پس از دستگيری نيز زير شکنجه‌های ماموران مشيرالدوله لب از لب وا ننمود، قوم بی‌غيرتی بيش نيست!

اگر به دليل ارتباط با کشورهای اروپايی، گذار از مناسبات عشيره‌ای و قبيله‌ای و حرکت در مسير مدرنيسم و صاحب فکر بودن و نگرش بی‌تعصب به مسائل داشتن و انسان ديدن ِ زن، بی‌غيرتی است، گيلک بی‌غيرت است و اگر حيوان ديدن ِ زن و خوش‌بينانه‌تر، ضعيفه و منزل و بی‌ادبی و... ديدن زن غيرت است، اگر خشک‌مذهبی و خشک‌مغزی و کور و تعصبی و جَوگير بودن غيرت است، تو باغيرت‌ترين باغيرتان عالمی!

اگر در گرما و سرما پا را تا زير زانو در آب فرو کردن و زالوهای بيجار (شاليزار) را از پای کندن و تابستان زير تيغ آفتاب درو کردن محصول و جان کندن و پيش‌فروش و پيش‌خور کردن ميوه روی درخت و محصول روی زمين از فرط نداری بی‌غيرتی است و اگر در انحصار داشتن تمام امکانات رفاهی و تحصيلی و صنعتی و اشتغالی و دو قورت و نيم باقی داشتن و ادعای مستعد بودن، غيرت است، البته که گيلک بی‌غيرت است و تو باغيرت.

اگر مشارکتِ دوشادوش و برابر مرد و زن در توليد و برابری در مديريت اقتصادی خانواده، بی‌غيرتی است، از گيلک‌ها بی‌غيرت‌تر نخواهی يافت.

اگر قرن‌ها پناه‌گاه آزادی‌خواهان و معارضان با قدرت‌های استبدادی بودن، بی‌غيرتی است، گيلان کُنام بی‌غيرتان است و اگر نعل نمودن پای عادل‌شاه (غريب‌شاه) گيلانی و به تيرکمان تيرباران نمودنش (آن‌چه که شاه صفی کرد) و قتل‌عام قيام‌های دهقانی گيلان به دست مبارک شاه عباس «کبير»! غيرت است، تو عين غيرتی نارفيق!

اگر مهمان‌نوازی و دست خويش را پيش مهمان رو کردن و ظرفيت بالای فرهنگی در پذيرش و همزيستی با مهاجران از ارمنی و کرد و آذری گرفته تا فارس و روس و ترکمن و... بی‌غيرتی است، چه کسی بی‌غيرت‌تر از گيلک؟

و البته، آذری را خر خواند و لُر را بی‌فرهنگ دانستن و گيلک را بی‌غيرت ناميدن، تنها از تو بی‌غيرت برمی‌آيد که خود را مرکز و محور همه امور و قيم و ازمابهتران می‌دانی.

اصلا جایی که تو را باغيرت بنامند، بايد که من ِ گيلک را بی‌غيرت ناميد!

این مطلب كاملا از سایت  www.varg.ir  گرفته شده است.

+ : نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 10:23 توسط :: رقیم ::

+ : نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 8:33 توسط :: رقیم ::

سلام من این خبر ناراحت کننده را از سایت ابنا

 

 برداشتم و خواستم تا شما هم با خبر بشید

 

شركت توليد كفش آلدو (ALDO) كفش‌هاي جديدي

 

 توليد كرده است كه در قسمت زيرين مدل زنانه

 

 آنها نام "فاطمه" و در مدل مردانه نان "عبدالله"

 

 حك شده است!

+ : نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 10:1 توسط :: رقیم ::

توسط دکتر بهنام اوحدی 
 

زدبازی - رپ هنجارستیز ( خفن )

 

اینان از نسلی هستند که نطفه هاشان کمی این سو یا آن سوی آژیر قرمز و شلیک های بی هدف پس از فرود موشک های صدام حسین بسته شده است. اینان آفریده ی لحظه های هراس و کابوس ، و زاده ی سال های تنش و نگرانی اند. بی دلیل رسالت شورش را بر دوش نگرفته اند !

جنبش رپی که به دنبال شورش سیاهان لوس آنجلس در سال ۱۹۹۴ زاده و فراگیر شد ، با فاصله ی یک دهه پا به ایران گذاشت.

نخست گروه « سندی » جلوه هایی از آن را ارائه نمود و سپس افرادی دیگر ، از جمله « شاهکار بینش پژوه » در آلبوم « اسکناس » به خواندن و شناساندن آن پرداختند تا « جنبش زیر زمینی » رخ نمود و امپراتوران از استودیوهای استتار شده در زیر زمین های بی نشان نام آور شدند.

گفتمان و درون مایه ی « جنبش رپ پارسی » هم سان آن « جنبش سیاهان فرو داشته شده » بوده است. همان گونه هم ساختار شکن ، چارچوب ستیز ، و شرم گریز بوده است.

فرم و ریتم کوبنده ، توفنده و پر فراز و فرود این سبک نه حماسی ، که شورشی است. همین فرم اجرای موسیقی رپ پارسی هم هست که مایه ی  همه پسندی و فراگیری آن در میان نسل نوجوان ، جوان ، و میان سال شده است ، و نه درون مایه ی ترانه و کلام که همان گفتارهای مزاح آمیز و سرشار از گوشه و کنایه ی جوانان کوی و گذرهای تهران و کلان شهرهای میهن مان است.

نه ! موسیقی رپ از همان روز نخست آفریده شدنش هم بر آن نبوده است که ترانه و کلام فاخر و گران مایه داشته باشد. این شورش به دنبال وام ستاندن و سود جستن از خیام و حافظ و سعدی و مولوی نبوده و نیست. شورش ، جنبشی چارچوب گریز و هنجار ستیز - آنارشیستیک - است. کدامین شورش خردمندانه و فاخر انجام شده است ؟!؟

شورش را اندیشمندان و دانشمندان رهبری نمی نمایند؛ شورش شورش است و قواعد و قانون های خود را دارد. قاعده و قانون شورش ، بی قاعده و قانون بودن آن است !

شورش ، بی نظم و چارچوب و چه بسا بی شرمانه انجام می شود ، اما بی دلیل نیست !

کدامین کنش یا واکنشی طی تاریخ بی دلیل رخ نموده است ؟!؟

 

رپ پارسی: زورویی در عرصه ی فرهنگ امروز !

 

 

 

+ : نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 7:27 توسط :: رقیم ::

تصويري زيبا از قرآن مربوط به قرن اول چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط كسري انصاري   
03 تیر 1387 ساعت 07:05

قسمتی از آیه ۲۰ سوره الأعراف نوشته شده روی پوست که از قرن اول هجری به جا مانده است.

Image

+ : نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 10:1 توسط :: رقیم ::

 بهترین تصاویر16 سال گذشته

 

اختر شناسان ده تصویر را بعنوان بهترین تصاویر گرفته شده توسط تلسکوپ فضایی هابل طی 16 سال گذشته انتخاب کردند.  آنها اعتقاد دارند جهان ما نه تنها بسیار عمیق است، بلکه بطور شگفت انگیزی زیبا است.

 

تصاویر زیر به عنوان بهترین تصاویر گرفته شده توسط تلسکوپ هابل انتخاب شده است.


 

 

The Sombrero Galaxy - 28 million light years from Earth - was voted best picture taken

کهشان سامبررو - در فاصله 28 میلیون سال نوری از زمین


by the Hubble telescope. The dimensions of the galaxy, officially called M104, are as
spectacular as its appearance. It has 800 billion suns and is 50,000 light years across.

 

 

The Ant Nebula, a cloud of dust and gas whose technical name is Mz3, resembles

آنت نبولا - مخلوطی از غبار کیهانی و گاز


an ant when observed using ground-based telescopes. The nebula lies within our
galaxy between 3,000 and 6,000 light years from Earth.

 

 

In third place is Nebula NGC 2392, called Eskimo because it looks like a face

سومین بخش نبولا که اسکیمو نامیده می شود، زیرا شبیه صورت است.


surrounded by a furry hood. The hood is, in fact, a ring of comet-shaped objects
flying away from a dying star. Eskimo is 5,000 light years from Earth.

 

 

At four is the Cat's Eye Nebula

 

چشم گربه نبولا

 

 

The Hourglass Nebula, 8,000 light years away, has a pinched-in-the-middle
 

 


look because the winds that shape it are weaker at the centre.

 

 

In sixth place is the Cone Nebula. The part pictured here is 2.5 light years in
length (the equivalent of 23 million return trips to the Moon).

 

 

 

 

 

The Perfect Storm, a small region in the Swan Nebula, 5,500 light years away,


described as 'a bubbly ocean of hydrogen and small amounts of oxygen, sulphur
and other elements'.

 

 

Starry Night, so named because it reminded astronomers of the Van Gogh painting.
It is a halo of light around a star in the Milky Way.

 

 

The glowering eyes from 114 million light years away are the swirling cores of two
merging galaxies called NGC 2207 and IC 2163 in the distant Canis Major constellation.

 

 

 

The Trifid Nebula. A 'stellar nursery', 9,000 light years from here, it is where new stars are being born.

+ : نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 7:35 توسط :: رقیم ::

 

در حیرتم که وجود ناچیز خودم را در مقابل عظمت کائنات و این دنیای بزرگی که در آن زندگی میکنم، به چه تشبیه کنم.

عظمت کائنات

من نمی دانم که جهان مرا چه می داند؟ اما من خودم را همچون کودکی می بینم که در کنار ساحل به بازی سرگرم است  و گاه و بیگاه خودم را با یافتن سنگریزه ها و یا گوش ماهی های زیباتر و صافتر از معمول دلخوش می کنم . حال آنکه اقیانوس بزرگ حقیقت که هنوز کشف نشده پیش رویم گسترده شده است.

نیــوتــن


+ : نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 14:32 توسط :: رقیم ::

اعياد شعبانيه 
+ : نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 10:13 توسط :: رقیم ::